|
|
زيباترين قلب از آن كيست ؟؟؟؟؟؟ موضوع: قصه و حکایت یکشنبه بیستم مرداد 1387 نوشته شده توسط @@@ mrz @@@ | لينک ثابت |
حكايت سگ و قصاب موضوع: قصه و حکایت دوشنبه دهم تیر 1387 حكايتي از يك سگ قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود “ لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین“. ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه راگرفت و رفت. ادامه مطلب نوشته شده توسط @@@ mrz @@@ | لينک ثابت |
حکایت نماز اول وقت موضوع: قصه و حکایت یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 نوشته شده توسط @@@ mrz @@@ | لينک ثابت |
حكايتي كوتاه از قصه ناتمام عشق موضوع: قصه و حکایت شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 نوشته شده توسط @@@ mrz @@@ | لينک ثابت |
زندگی میگذرد بدون آنکه متوجه آن شویم ..... موضوع: قصه و حکایت دوشنبه پنجم فروردین 1387 ای که یک عمر رفت و در خوابی مگر این چند روزه دریابی یکی رفت سراغ گردو فروش و بهش گفت : می شه همه گردوهاتو مجانی بدی به من ؟ گردو فروش با تعجب به اون نگاه کرد و جوابی نداد . مرد دوباره پرسید : میشه یک کیلو از گردو هاتو مجانی بدی ؟ و باز هم با سکوت گردو فروش رو به رو شد.پس خواهش کرد حداقل یک دونه از گردوها رو به من بده ! تا بالاخره گردو رو گرفت و ادامه داد : یکی ارزش نداره , یکی دیگه هم مجانی بده ! و با اصرار یک گردوی دیگه هم مجانی گرفت و درخواست کرد گردوی سوم رو هم مجانی بگیره !گردو فروش که عصبانی شده بود گفت : زرنگی ! می خوای اینجوری همه رو یکی یکی بگیری ؟! مشتری سمج گفت : راستش می خواستم درسی بهت بدم ! آخه عمر ماهمین جوریه ! اگه بهت بگم همه عمرت رو به من بفروش , به هیچ قیمتی این کار رو نمی کنی ولی روزای زندگی ات رو یکی یکی بی توجه از دست می دی و تا به خودت بیای همه عمرت از کف رفته !
نوشته شده توسط سید مسعود عطری | لينک ثابت |
|
MY status in yahoo
google search
|
..::: پرش به بالاي صفحه :::..